جنگ نرم چيست ؟ واژه جنگ نرم در برابر جنگ سخت كاربرد دارد البته گاهي به جاي جنگ از واژه هاي تهديد يا قدرت استفاده مي شود ولي در نهايت معمولا به يك مفهوم ختم مي شود. نظريه جنگ نرم طي دهه هاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است. دراين باره منسجم ترين كتابي كه با عنوان قدرت نرم- انتشار يافته به جوزف ناي تعلق دارد.

واژه جنگ نرم در برابر جنگ سخت كاربرد دارد البته گاهي به جاي جنگ از واژه هاي تهديد يا قدرت استفاده مي شود ولي در نهايت معمولا به يك مفهوم ختم مي شود. نظريه جنگ نرم طي دهه هاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است. دراين باره منسجم ترين كتابي كه با عنوان قدرت نرم- انتشار يافته به جوزف ناي تعلق دارد. وي معتقد است مبناي قدرت سخت يا جنگ سخت بر «اجبار» و مبناي قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضي از صاحب نظران، اقتصاد و ديپلماسي را در زيرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبناي قدرت سخت بر اجبار و مبناي قدرت نرم بر اقناع باشد مي توان به اين تفكيك جوزف ناي خورده گرفت چرا كه رسانه، اقتصاد و ديپلماسي مي توانند در ذيل هر دو عنوان سخت يا نرم قرار گيرند. نرم يا سخت بودن آن بستگي به اين دارد كه در نهايت براي وادار كردن طرف مقابل به انجام كاري يا بازداشتن او از كاري استفاده مي شود يا از اين ها بعنوان يك اقدام تشويقي و اقناعي استفاده مي شود.

جوانان ، بازيچه يا بازي ساز

نقش جوانان در اين نبرد نرم و وحشتناك كاملا واضح و مبرهن است .اينجا دشمن قلب جوانان ونوجوانان ايران اسلامي كه منتظران واقعي امام زمان (عج ) هستند را در چارچوب هدف قرارداده است ، تا تيرخلاص را كه بي اهميت كردن جوانان نسبت به اجراي احكام الهي مانند نماز و روزه وفروع دين است در قلوب آنها فروكرده و ايشان را نسبت به آينده اي روشن درپرتو اسلام ورهبريت است دل سرد دارند.
يكي از اين شكست خوردگان نرم «ريگي» آن جنايتكارحرفه اي است كه مغزمعيوبش را استعمار به استحماركشاند وآن جناياتي كه شاهد بوديم از او سرزد.
ازاين افراد شكست خورده ي درجنگ نرم مي توان سروش ، كديور و امثال آنها را نام برد .
غرب در بحران معنويت به سر مي‌برد، بطوري كه بسياري از كشور‌ها به مقامات ايراني مراجعه كرده‌اند تا فرهنگ بسيج را به كشور خودشان منتقل كرده و از آن استفاده كنند كه اين مسئله نشان‌دهنده برتري تفكر بسيجي است كه نشاط در آن موج مي‌زند و محور آن، جوانان برومند ايران اسلامي است، هستند.

بر اندازي نرم ، تهديد نرم ، انقلاب مخملين ،انقلاب رنگين

انقلاب هاي مخملي يا «انقلاب هاي رنگي» و «گلي» از شيوه هاي براندازي نرم است كه نوعي دگرگوني و جابجايي قدرت به همراه مبارزه منفي و نافرماني مدني را شامل مي‌شود.
به طور كلي اهداف آمريكا از سازماندهي انقلاب هاي رنگين در كشور‌هاي هدف را در چارچوب حوزه‌هاي زير مي‌توان بررسي كرد.
- تسلط بر مناطق ژئواستراتژيكي
-كنترل شريان انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن
- حذف و يا مهار نظامهاي چالش گرا در برابر نظام هژمونيك آمريكا
- ممانعت از ايجاد اتحاديه هاي نظامي و امنيتي در آسيا، خاورميانه و آسياي مركزي

اهداف اجرايي از جنگ نرم

به هر روى، با توجه به اين كه ماهيت اصلى عمليات روانى به اعتراف خود آمريكايى ها عبارت است از تلاش براى تأثيرگذارى بر افكار، احساسات و... مى توان تا حدودى به برخى از مهمترين اهداف جنگ روانى پى برد:
1- اشاعه بذر يأس و نوميدى درميان مردم و بويژه نسل جوان به
منظور بى تفاوت كردن آنها نسبت به كشور خود و تحولات احتمالى آتى.
2-كاهش روحيه و كارآيى رزمى (البته در زمان جنگ نظامى).
3- ايجاد اختلال در سامانه هاى كنترلى و ارتباطى كشور هدف.
4- تبليغات سياه (با هدف براندازى و آشوب) به وسيله شايعه پراكنى،
پخش تصاوير مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و...
5- تقويت نارضايتى هاى ملت به دليل مسائل مذهبى، قومي و...

راه حل چيست ؟

در واقع راه حل برطرف كردن مشكل دوم در حل كردن مشكل اول است. اگر اتفاقي رخ داد و خودمان آن را گفتيم و سعي كرديم در حد مقدورات براي افكار عمومي آن را توجيه كنيم تا حد زيادي مشكل حل ميشود. مقابله با جنگ نرم بگير و ببند نياز ندارد صداقت و اطلاع رساني دارد و اگر بخواهيم چيزي كه يك راه حل ديگر دارد با راه حلي ديگر حل كنيم مسلما”چشم بر حقايق بسته ايم.
همان عواملي كه ما را در «جنگ سخت» هشت ساله به پيروزي رساند مي تواند ما را در «جنگ همه جانبه نرم» دشمن به پيروزي برساند. اين عوامل عبارتند از:

1- ايمان به قدرت خداوند متعال
2- شناخت حق از باطل
3- تبعيت از فرامين و دستور ولي فقيه
4- وحدت و همدلي و عدم تفرقه
5- تمكين در برابر قوانين الهي 

منبع